کتابخانه عمومی شهدای امامه

خرید بک لینک
بسم رب الحسینچه والا مقام و بلندمرتبه است حسین، که عباسش را در آستانه عروج عاشورا، از مسجدالحرام سیر داد به مسجدالاقصای کربلا- که : بارکنا حوله لنریه من آیاتنا- و چه هما همت  و بلند آشیان است عباس که با دوبال عشق و ادب به سوی آسمان هفتم  دنی فتدلی پرکشید و در مقام قرب حسین به منزلتی بی بدیل رسید و در قابی از قوس بازوان حسین، ماوا گرفت...و حمد و سپاس از آن پروردگار عشق است سلام بر معشوق سلام بر عاشق و سلام بر عشقپردهu2002اول:u2002وu2002اکنونu2002اینu2002اوستu2002و آبیu2002کهu2002تاu2002زانوانu2002او و شکمu2002اسب،u2002بالاu2002آمده.اکنونu2002اینu2002اوستu2002و آبu2002و مشکu2002خالیu2002و بچههایu2002حسیناکنونu2002اینu2002اوستu2002و تنیu2002کهu2002از تشنگیu2002ناتوانu2002شده.اکنونu2002اینu2002اوستu2002وu2002هجومu2002لشگرu2002عقلu2002ازu2002هزارسوu2002کهu2002اوu2002راu2002بهu2002نوشیدنu2002آبu2002ترغیبu2002میکند:توu2002علمدارu2002لشگرu2002حسینی،u2002بایدu2002استوارu2002بمانی.توu2002محافظu2002بچههایu2002حسینیu2002بایدu2002توانu2002در بدنu2002داشتهu2002باشی.وقتیu2002بهu2002جرعهایu2002آب میتوانu2002توانu2002هزار بارهu2002گرفت،u2002چراu2002اینu2002توانu2002راu2002-نهu2002ازu2002خودتu2002که-u2002ازu2002انجامu2002رسالتتu2002دریغu2002می کنی؟پردهu2002دوم:دستهایشu2002راu2002بازu2002میکندu2002وu2002آبu2002راu2002بهu2002شریعهu2002برمیu2002گرداند.u2002دلu2002بهu2002حکمu2002امامu2002عشقu2002می سپاردu2002وu2002سپاهu2002عقلu2002راu2002مضمحلu2002می کند.مگرu2002توu2002ازu2002آبu2002توانu2002می گیری؟!مگرu2002توu2002بهu2002مددu2002جسمu2002راهu2002می روی؟برایu2002منu2002اکنونu2002جنگیدنu2002اصلu2002نیست.u2002عشقu2002بهu2002حسینu2002اصلu2002است.u2002حتیu2002جنگیدنu2002درu2002راهu2002حسینu2002همu2002بهu2002اندازهu2002خودu2002حسینu2002اصلu2002نیست.u2002اصل،u2002حسینu2002است.اصلu2002اینu2002استu2002کهu2002وقتیu2002حسینu2002تشنهu2002است،u2002آبu2002خوردنu2002منu2002نامردیu2002است،u2002نامریدیu2002است،u2002نابرادریu2002است،u2002ناعاشقیu2002است.وu2002اللهu2002لااَذوقُu2002الماءu2002وu2002سیّدیَu2002الحُسَینu2002عطشانا.صu2002۴۳،u2002۴۴سقای آب و ادب برداشت نویسنده است از زندگی و زمانه حضرت ابوالفضل علیه السلام و آنچه در کربلا گذشت. سیدمهدی شجاعی این اثر را از متون تاریخی و روایی نقل نکرد بلکه برداشت خود را بصورت د کتابخانه عمومی شهدای امامه ...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شهدای امامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 146 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:07

کتاب سرباز کوچک امام به روایت خاطرات آزاده مهدی طحانیان- نوجوان  آزاده ای که مصاحبه با یک خبرنگار زن هندی را به دلیل بی حجابی اونپذیرفت، حرف های زیادی برای گفتن دارد. حرف های بکری که طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب فرصت خوبی است برای فرهنگ سازی در این زمینه. او فرزند انقلاب بود و اسارت در نوجوانی از او انسانی بزرگ و والا منش ساخت.... در در بخشی از این کتاب 925 صفحه ای که به کوشش فاطمه دوست کامی نگارش شده  می خوانیم: اواخر مهر بود. تقویم اسارتی ای که با کمک روزنامه های عراقی برای خودمان درست کرده بودیم می گفت محرم نزدیک است. از دوهفته قبل محمودی ارشدها را جمع کرده و برایشان کلی خط و نشان کشیده بود. با چندسال زندگی در ایران خوب می دانست که ایرانی ها چقدر عاشق امام حسین(ع) هستند. به ارشدها گفته بود اگر کوچکترین حرکتی از سمت اسرا در رابطه با قضیه محرم سر بزند پدر همه را در می آورد...نه شب اول محرم با مراقبت شدید محمودی و نظارت ارشدها گذشت. تمام این شب ها با اینکه بچه ها هرشب برای خودشان خلوتی داشتند و ساعت ها زیر لب روضه خواندند و اشک ریختند اما، بغض سنگینی راه گلویمان را بسته بود. غریبی ارباب و سرورمان حسین(ع) در جای خودش کم بود، این محدودیت برای عزاداریش هم به آن اضافه شده بودو نمک روی زخم هایمان می پاشید. این اولین سالی بود که همسایه آقا شده بودیم. حق همسایگی اش بیش از این حرف ها بود. دلمان می خواست برایش سنگ تمام بگذاریم اما دستمان از همه جا بسته بود... + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۰ ساعت ۱۰:۲۵ ق.ظ توسط درزی  |  کتابخانه عمومی شهدای امامه ...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شهدای امامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 123 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:07

کتاب " خون دلی که لعل شد" برگردان متن خاطرات حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی)از وقایع و دستگیری و حبس و تبعید معظم له  در دوران مبارزات ملت مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) با رژیم ستم شاهی است که توسط موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی تهیه گردیدو دکتر محمدعلی آذرشب متن اصلی را که به زبان عربی  با عنوان "ان مع الصبر نصرا"به جوانان عرب اهدا شد، به فارسی برگرداندند.کتاب مشتمل بر خاطرات شش دوره حبس و بازجویی و تبعید توسط رژیم پهلوی و نیز زندگینامه مختصری است که توسط خود ایشان بیان شده است. 15 فصل و دو فصل پی نوشت ها و تصاویر و اسناد از مهمترین قسمت های کتاب 409 صفحه ای است.عکسها و تصاویر کتاب سیاه و سفید است. در بخشی از کتاب می خوانیم: شبی رییس پلیس آمد و به من گفت: شماآزادی! من هیچ تعجب یا خوشحالی از خود نشان ندادم و با این خبر با بی تفاوتی برخورد کردم . از این موضع من خیلی متعجب شد. گفتم می خواهم در جیرفت بمانم! تعجبش بیشتر شد و به من اصرار کرد که فرصت را مغتنم بشمرم و بروم. به او گفتم : نه اینجا می مانم. من از این حرف مقصودی داشتم، زیرا احتمال میدادم آزادی من توطئه ای برای ازبین بردن من در جاده باشد. شنیده بودم که برخی از تبعیدی ها را را در مسیر بازگشت در تصادف ساختگی از بین برده اند....تصمیم گرفتم خروجم از جیرفت بدون اطلاع رژیم باشد. کسی را به بم نزد دوستم حاجی صدیقی که راننده کامیون بود و فرد دیگری به نام یزدان پناه فرستادم تا آن دو را به جیرفت بیاورد. وقتی آمدند به آنها گفتم قصد دارم از جیرفت فرار کنمو جریان را برایشان گفتم. گفتند شمارا شبانه می بریمو لازم است اتومبیل و اثاثیه شما در جیرفت بماند تا رژیم متوجه رفتن شما از شهر نشود. من در کتابخانه عمومی شهدای امامه ...

ما را در سایت کتابخانه عمومی شهدای امامه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 4:07

صفحه بندی